*سپر انقلاب یا میدان مین خودی؟ معمای فعالین رسانه انقلابی *
امروز استراتژی کنشگری سیاسی فرهنگی در بستر رسانه چه برخواسته از تفکر مدرنیته و غربی و چه برخواسته از تفکر مقاومت توحیدی دارای زیر مسائلی است که اکنون با توجه به شدت گرفتن فضای انتقاد در آن، محل گفت و گو است، از این جهت حقیر فرصت را غنیمت شمرده و چند کلامی پیرامون حواشی اخیر فضای شکل گرفته عارضم.
در برحه کنونی مهم ترین وظیفه متولیان عرصه فرهنگی و تربیتی در بستر رسانه انسجام امت اسلامی برای تحقق آرمان تمدن اسلامی است و هر نوع کنشگری در آن باید بر مدار منفعت جمعی امت اسلامی برای تحقق این آرمان باشد. بنابراین کنشگر فعال انقلابی در این بسترنیز به دلیل نقش راهبری برای مخاطب تنها باید در جهت همان منفهت جمعی امت اسلامی خود تولید محتوا کند.
مقدمه ای که عرض شد بدیهی ترین قانون نانوشته هر کنشگر رسانه ای انقلابی است که چشم پوشی از آن موجب ارائه محتوایی بی هویت است و به هیچ عنوان هدف ارزشمندی برای نقد و بررسی نخواهد بود!
حال سوال میشود که با این پیش زمینه به طور قطع چند تن از سکان داران رسانه به ظاهر انقلابی تولید محتوایی در این جهت دارند؟ آیا ما در فضای رسانه به دنبال یارکشی مخاطبین خود هستیم یا تبیین و ارائه محتوا با هدف اسنجام امت؟
از سری آسیب های کنشگری رسانه ای مابین جریان های انقلابی و مخاطب دار، سندرم جنگ محتوایی است! محتوایی که از مرحله ای به بعد هدف پیدا کردن راه همبستگی و به کرسی نشاندن حق نیست، بلکه هدف نفی کامل افراد و خارج کردن کنشگران دیگر از صحنه سیاست ورزی انقلابی است… این درحالی است که هر کدام از این کنشگران نماینده یا مخاطب دار عده ای از گروه های اجتماعی اند که دیگر کنشگران رسانه ای فاقد آن اند و هر بار حذف شدن هرکدام از آن ها مساوی است با حذف شدن و از دست دادن یک گروه خاص اجتماعی که مخاطب او بودند!
آنچه برای تحقق تمدن اسلامی موضوعیت اصلی است حضور افراد صد درصد کامل وبی عیب و نقص نیست که اگر خلاف آن شد ناگزیر روی به حذف کردن آن ها از صحنه فعالیت های اجتماعی مجاهدانه که برخواسته از روح کمالگرای فعالان انقلابی رسانه ای است بیاوریم!
هر کنشگر فعالی در این فضا دارای استعداد ها، توانمندی ها و معلوماتی است که هر کدام در جایگاه خود قابل استفاده است، اما موضوع این است که استعداد ها و معلومات آیا صرفا باید همانند و یک وجهی باشند تا اگر کسی مخالف آن را اضهار کرد حذف شود؟
این در حالیست که رویکرد وحدت طلبانه در دیدگاههای فرهنگی امام خمینی (ره) بدین شرح است:
*_«امروز که یک تحول بزرگی در ملت ما پیدا شده است و خدای تبارک و تعالی به این ملت عنایت فرموده است و این تحول را به قدرت خود ایجاد فرموده است… و به حمدالله شما آقایان و همه علماء بلاد و همه طلاب و روحانیین بلاد، حاضر در صحنه هستید و همراه با برادران سپاهی خودشان برادران ارتشی خودشان در جبههها میروند و فداکاری میکنند. برادران عزیز من فرزندان اسلام توجه داشته باشید که باز یک جریانی در کار است که شما را منعزل کنند از این امری که در او هستید، مبادا گروهها یا آنهایی که نمیخواهند روحانیون نفس بکشند شما را اغفال کنند و برگردانند به کنج مدارس و منزوی کنند در حجرهها.(بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسئولان و روحانیون دفتر تبلیغات اسلامی حوزههای علمیه قم و مشهد،۵۹/۱۲/۱۴)»*
*_«امروز یکی از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب اسلام دفاع کنند… امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی آمریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند…(پیام امام خمینی در آستانه سالگرد بسیج مستضعفین ۶۷/۹/۲)»
_«لازم است طبقات محترم روحانی و دانشگاهی با هم احترام متقابل داشته باشند جوانان روشنفکر دانشگاهها به روحانیت و روحانیون احترام بگذارند… روحانیت قدرت بزرگی است که با از دست دادن آن خدایی نخواسته پایه های اسلام فرو میریزد و قدرت جبار دشمن، بی معارض میشود… اگر در میان آنها کسانی بی صلاحیت خود را جا بزنند، لکن نوع آنها در خدمت هستند، به حسب اختلاف موقف و خدمت آنها ملت را پایبند اصول و فروع دیانت نموده به رغم اجانب و عمّال آنها باید این قدرت را تایید و حفظ نمود و با دیده احترام نگریست…( پاسخ امام خمینی به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا ۵۱/۴/۲۲)» *
مثالهای در این خصوص که در تاریخ اسلام، چه در اندیشههای امام خمینی رحمت الله علیه و چه در اندیشههای رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) بسیار است.
اگر بحث وحدت چنین باشد که اکنون فعالان فرهنگی رسانهای میپندارند، بدیهیست که کاملاً معارض با چنین نظام اندیشهایست، والا بدیهی است که امام خمینی نیز مانند سایر فعالان فرهنگی در مییابند که قطعاً تفاوتها و چالشهای مابین حوزویان و دانشگاهیان و یا ارتش و سپاه و نیروهای جهادی وجود خواهد داشت، بنابراین چه اصراری بر وحدت این گروه ها است؟
آسیبی که متوجه این نوع جنگ محتوایی است اشخاص را با هر رده و سمتی، به هر بهایی فدای آرمان میکند!!!
آرمان به کارتشکیلاتی مجاهدانه و محتوایی هویت میبخشد و قطعا به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نیست، اما باید بدانیم اینکه پس از هر اختلاف نظری محتوایی به سبب تعصب بر هدف و آرمان از آبرو و مجاهدت اشخاص خرج پیروزی در این کشمکش ها شود هزاران ال هم بگذرد حسرت همبستگی امت اسلامی بردل هایمان خواهد ماند
این احساس مسئولیت دغدغه مندان فرهنگ و فضای رسانه که هر کدام سال هاست عمر و زمان خود را وقف علم آموزی و تولید محتوا کرده اند بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است اما فراموش نکنیم که این نظام ارزش هاست که اولویت هارا میسازد، در نظام ارزشی برمبنای سیاست های انقلابی الویت بر حذف و بر هم زدن اعتبار کنشگران مجاهد نیست! بلکه الویت بر نقد منصفانه در خفا و در صورت عدم نتیجه، در مرحله بعد نقد محترمانه و مستدل در فضای عموم است! با برهم خوردن این نظام اولویت بندی نه تنها اختلاف نظرها(چه علمی باشد چه غیر علمی) شدت نخواهد گرفت بلکه روز افزون خواهد شد
آرمان ها و ارزش ها تا زمانی جذابیت خود را در اذهان عمومی حفظ میکنند که در زندگی جاری خلل ناروایی ایجاد نکند! این آن ذکاوتی است یک کنشگر رسانه ای میتواند به کار گیرد. محتوای های او مملو از حاضرجوابی های جنگ طلبانه نیست، بلکه در راستای تبیین و انتقاد سازنده با حفظ اعتبار و مخاطبین سایرین است…
در شرایط کنونی همانطور که پیشتر هم گفته شد این احساس مسئولیت نسبت به آرمان ها در فکر و اندیشه های فرهنگیان رسانه بسیار مقدس و قابل احترام است، بدیهی است افرادی که در زمینه تحقق این اهداف و آرمان ها دلسوزانه فعالیت میکنند، گذر از انواع هواهای نفسانی و مراقبه و تهذیب نفس است که این احساس مسئولیت و سوزش قلب را ایجاد نموده. اما مسئله این است که عوامل شیطانی برای برهم زدن چنین آرمانی، در ابتدا وسوسه حذف کامل آن را در ذهن کنشگر فرهنگی ایجاد نمیکند ، بلکه گاهی این احساس دلسوزی بیش از حد متعصبانه است که موجب پدید آمدن انواع التقاطها و جنگ محتوایی بین کنشگران میشود…
حقیر از خواهران و برادران مجاهد خویش میخواهم که بر حسب چنین احساس مقدس و مسئولیت پذیری دست از تقوا عملی نکشند و بر آموخته ها و خویشتن داری خود بسنده نکنند که این امر ابتدای برهم زدن سیکل *گفتمان وحدت* است.
*رهبر معظم انقلاب:
_« در عرصه فرهنگ بنده به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی میکنم و حقیقتاً دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغههایی است که آدمی به خاطر آن، گاهی ممکن است نیمه شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرع کند. من چنین دغدغهای دارم. آن دغدغه که شبیه دغدغه در میدان جنگ است… البته دغدغه میدان جنگ به معنای رها کردن سنگر و عقب نشینی و ناامید شدن نیست دغدغهای سوای این هاست که هم در خطوط مقدس و هم در قرارگاهها با آدم است. من هر دو جا بودهام و در این عرصه دغدغه جدی دارم. (بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور ۷۳/۴/۲۲)*
نویسنده: خانم سپیده حقیقی قویمی
دبیر بخش بررسی چالش های تمدن سازی هیئت تحریریه و نشریه هما



